آیا نظام مالیاتی ایران، اسلامی است؟
18 بازدید
نحوه تهیه : گروهی
محل انتشار : اقتصاد اسلامی ) پاییز 1381 - شماره 7 )(10 صفحه - از 9 تا 18)
تعداد شرکت کننده : 0

با پیروزى انقلاب اسلامى و تغییر حکومت، این انتظار به حق از سوى مردم پدید آمد که به تدریج و با اجراى برنامه‏هاى روشن، اهداف و آموزه‏هاى اسلامى، از جمله در ابعاد اقتصادى تحقّق یابد. حال با گذشت بیست‏وچهار سال از پیروزى انقلاب اسلامى، این پرسش جدّى مطرح مى‏شود که آیا نظام مالیاتى ایران، اسلامى است، و اگر نیست، مسؤولیّت عدم تحقّق این خواست مکتبى و مردمى را چه کسى یا سمتى بر عهده دارد؟

در این شماره، موضوع پیشگفته را به بحث گذاشته، دیدگاه استادان محترم و دانشگاه، آقایان دکتر سیّدکاظم صدر، حجّت‏الاسلام والمسلمین دکتر محمدتقى گیلک حکیم‏آبادى را جویا مى‏شویم.

1. مؤلّفه‏هاى اصلى براى اسلامى شدن نظام مالیاتى چه چیزهایى هستند؟

دکتر سیّدکاظم صدر: از ابتداى تشریع و تشکیل نظام اسلامى در زمان پیامبر اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله برخى از مالیات‏ها مانند زکات و خمس به صورت فریضه تشریع و جزو عبادات قلمداد شد و برخى دیگر مانند خراج و جزیه به شکل ابزارى مالى در اختیار بیت‏المال قرار گرفت تا در موارد گوناگون، جهت اِعمال سیاست‏هاى مالى موردنظر به اجرا درآید؛ بنابراین در سنّت اسلامى، مالیات، پدیده‏اى سابقه‏دار است؛ به همین جهت، فقیهان درباره وجوب پرداخت خمس و زکات و شکل أخذ خراج و جزیه، بحث‏هاى مفصّل و آراى بسیارى را ارائه داده‏اند، و در مجموع در وجوب پرداخت خمس و زکات اتّفاق‏نظر دارند. همچنین مالیات‏هاى موقّتى را که دولت‏هاى اسلامى بنا

به ضرورت موقعیّت اقتصادى وضع مى‏کنند، مورد اشکال و ایراد قرار نداده‏اند. همین امر، یعنى حلّیّت یا اباحه مالیات، باعث شده تا حسّاسیّتى که براى انجام امور بانکى و خدمات مالى به علّت تحریم ربا پس از انقلاب پیش آمد، در مالیات رخ ندهد و هیچ نوع مالیاتى قطع‏نظر از مبلغ، مورد تعلّق، و شکل آن، هرگز مورد اشکال قرار نگیرد و تمام مالیات‏هایى که پیش از انقلاب گرفته مى‏شد، پس از انقلاب نیز استمرار یابد، و افزون بر این‏ها، مالیات‏ها و عوارض و شبه مالیات‏هاى جدیدى نیز وضع و أخذ شود.

برخلاف نظام بانکدارى بدون ربا که بر مبناى فقهى و الگوى اقتصادى مبتنى است، نظام مالیاتى پس از انقلاب ایران، از هیچ الگوى اقتصاد اسلامى پیروى نمى‏کند و بدبختانه به علّت عدم مغایرت ظاهرى آن با موازین فقهى، هیچ حسّاسیّتى براى اصلاح و جهت‏دهى آن نیز پس از انقلاب از سوى هیچ گروهى ابراز نشده است؛ البتّه مؤدّیان در بخش خصوصى درباره تغییر و اصلاح قوانین مالیاتى موضع مى‏گیرند؛ ولى این مواضع بر اساس حفظ منافع شخصى آنان است، نه براى تصویب قانونى متناسب با ویژگى‏هاى اقتصاد اسلامى. همچنین از جانب فقیهان نیز درباره مصوّبات مالیاتى دولت یا مجلس عکس‏العملى دیده نشد و دولت‏هاى متعدّدى که پس از انقلاب تشکیل شدند، هیچ‏کدام نه لایحه‏اى براى اجراى مالیات‏هاى اسلامى تهیه کردند و نه آن را ضرور تشخیص دادند.

نظام مالیات‏هاى اسلامى، همانند دوران حکومت نبوى و علوى، باید بخشى از نظام اقتصادى اسلام بوده، براى اجراى سیاست‏هاى مالى و تحقّق عدالت اجتماعى تنظیم شده باشد. این ویژگى در تمام مالیات‏هاى صدر اسلام به‏طور کامل متبلور و مشخّص است. با این وصف «مولّفه‏هاى اصلى نظام مالیاتى اسلامى» غیر از مطابقت آن با موازین، پیروى از الگوى اقتصاد اسلامى است. در صدر اسلام، مالیات‏هاى مورد اجرا با اهداف نظام اقتصادى آن منطبق و با سیاست‏هاى اقتصادى هماهنگ، و داراى ویژگى‏هاى کارایى اقتصادى و عدالت توزیعى بودند. امروز نیز نظام مالیاتى ما باید بخشى از نظام اقتصاد اسلامى باشد و براى تحقّق اهداف آن به کار گرفته شود.

حجّت‏الاسلام والمسلمین دکتر گیلک: با توجّه به بررسى نظام مالیاتى اسلام، مؤلّفه‏هاى ذیل قابل استخراجند:

یک. عبادى بودن (فرهنگ بالاى مالیاتى): مالیات‏هاى ثابت (منصوص)، زکات و خمس، واجبات مالى عبادى هستند؛ بنابراین، مؤدیان با پرداخت این نوع مالیات‏ها، به تکلیف الاهى خود عمل مى‏کند. همچنین این مؤلّفه به‏واسطه داشتن اثر تربیتى، موجب بالا رفتن فرهنگ ...ادامه در لینک

آدرس اینترنتی